| ||||




.jpg)
.jpg)






۱ـ يك روز يك پسر كوچولو كه مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه: پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟
پدرش فكري مي كنه و مي گه: بهترين راه اينه كه من براي تو يك مثال در مورد خانواده خودمون بزنم كه تو متوجه سياست بشي. من حكومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي كنم. مامانت دولت هست، چون كارهاي خونه رو اون اداره مي كنه. كلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب كار مي كنه و هيچي نداره. تو روشنفكري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي. داداش كوچيكت هم كه دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشي كه منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فكر كني.
پسر كوچولو نصف شب با صداي برادر كوچكش از خواب مي پره. مي ره به اتاق برادركوچكش و مي بينه زيرش رو كثيف كرده و داره توي گه خودش دست و پا مي زنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هركاري مي كنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق كلفت شون كه اون رو بيدار كنه، مي بينه باباش توي تخت كلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو مي ده. مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه.
فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر مي گه: بله پدر، ديشب فهميدم كه سياست چي هست. سياست يعني اينكه حكومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو مي ده، در حالي كه دولت به خواب عميقي فرو رفته و روشنفكر هر كاري مي كنه نمي تونه دولت رو بيدار كنه، در حالي كه نسل آينده داره توي گه خودش دست و پا مي زنه.
۲ـ به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!
۱۲ـرشتی را پاس بداریم: -------- كفش : نفربر، دمپایی : منبر، ماشین : مراكش ، آینه : من درش پیدا، شیشه : اونورش پیدا، حمام : پاكستان، دوش: آب چرخ كن ، چنگال : یكی بود یكی نبود، بادمجان: خيار عزادار ، كشتی : تش خیس ، قایق : كفتر، ویلن : میره و میاد خوشم میاد، مگس : پرویز ، خرمگس: سيد پرويز
۱۳ـ
Divoone
Oghdeyi
Susul
Efadei
Tarsoo
Damdami
Asopas
Razl
Ashghal
Moftkhor
hala 10 harfe aval 10 kalame balaro kenar ham bezar
ترکه عروسي ميکنه شب عروسي زنش بهش ميگه تو چرا هيچ کاري نمي کني؟!!
ترکه ميگه: حرف نزن من زن گرفتم از اين کثافت کاريا نکنم
۱۵ـ زندگى مانند بازى شطرنج است تا وقتى ياد نگرفتى همه مى خواهند يادت دهند، اما وقتى ياد گرفتى همه مى خواهند تو را شكست دهند
۱۶ـتنها واقعيت اين است: هيچ چيز هيچگاه باز نمي گردد
۱۷ـزندگي زيباست اگر ناراحتي هارو به فراموشي بسپاريم و براي خود زندگي کنيم
۱۸ـبه تركه ميگن: نظرت درباره بند گردني موبايل چيه؟! ميگه :خوبه, فقط موقع شارژ گوشي يه 2 ساعتي ادم از كار و زندگي ميندازه..!!
۱۹ـدو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هردوتا شون خروسن(نتيجه اخلاقي تا وقتي جوجه اي عاشق نشو
۲۰ـقيمت ميوه در ميادين تره بار به شدت افزايش يافت. قدر خودتو بدون گلابي
۲۱ـمي خوام روي تمام سنگ هاي دنيا بنويسم دلم واست تنگ شده و آرزو ميکنم يکي از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمي دل تنگي چه دردي داره!
۲۲ـجاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

می دونید چرا چون یک وبلاگ ساختم مخصوصه مخصوصه خودمون(کوکچکولوها)![]()