تبليغاتX
خودمونی

 

يك خانم و يك آقا كه سوار قطاري به مقصدي خيلي دور شده بودند، بعد از حركت قطار متوجه شدند كه در اين كوپه درجه يك كه تختخواب دار هم ميباشد ، با هم تنها هستند و هيچ مسافر ديگري وارد كوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتني بافتن بود.

شب كه وقت خواب رسيد خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پايين را اشغال كردند. اما مدتي نگذشته بود كه خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشيد! ميشه يه لطفي در حق من بفرماييد؟

- خواهش ميكنم!

- من خيلي سردمه. ميشه از مهماندار قطار براي من يك پتوي اضافي بگيريد؟

- من يه پيشنهاد دارم!

- چه پيشنهادي؟

- فقط براي همين امشب، تصور كنيم كه زن و شوهر هستيم.

زن ريزخندي كرد و با شيطنت گفت:

- چه اشكال داره ، موافقم!

- قبول؟

- قبول!

- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگير. من خوابم ميآد. ديگه هم مزاحم من نشو

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 14:6 توسط ..::bhn4m::..

 

کاش می تونستم بهت بگم که ... بقیه اش رو بی خیال به تموم زبونای دنیا دوستت دارم ...

فارسی: دوستت دارم.

عربی: انا حبّك.

انگليسی:  I love you      

سوئدی:    Jag älskar dig

اسپانيايی: Te amo 

ايتاليايی:   Li amo

فرانسوی:  Je t'aime

آلمانی:     Ich libe dich 

يونانی:  S'agapo

تركی آذری: سنی چوخ ايستيرم 

تركی استامبولی: Seni seviyorum

ژاپنی:      Aiiiiii shite lmasuuuuuu  

چينی:     Woooooooooo aiiiii ni  

روسی:   Ya lyublyu tyebya  

فنلاندی:  Minä rakastan sinua  

آلبانی:   Une te dua

پرتقالی: Eu amo-o

به زبون خودم می میرم برات

 

حیف کسی که براش آپ کردم الان نسیتش تا بیاد و اینو بخونه

با این که تازه رفته و تا یه هفته دیگه بر می گرده ولی....

دلم کلی براش تنگ شده

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه 13 بهمن1386ساعت 15:57 توسط ..::bhn4m::..